جمعه 19 تير 1405 - Fri 10 Jul 2026
  • آخرین وداع به مشهد الرضا (ع ) رسید / رهبر محبوب دل های مسلمین جهان همنیشن ضامن آهو شد +فیلم

  • آقایان عراقچی ، قالیباف و پزشکیان یک کلام با شما و تمام

  • تنها زبانی که ترامپ آن را می‌فهمد

  • برای پرتاب از پایگاه چابهار آماده‌ایم

  • تصاویری از حملات ناجوانمردانهٔ آمریکا به حسینیهٔ امام خمینی(ره)

  • جزئیات مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در کربلا

  • تصاویر پهپاد سرنگون‌شده آمریکا در بوشهر

  • تازه‌ترین تحولات و صحنه‌های دیدنی در نقاط مختلف جهان / عکس

  • واکنش یاسمین انصاری به گزارش سی.ان.ان درباره میناب

  • شعار "هیهات منا الذله" در آستان مقدس علوی / فیلم

  • ‌برق کویت از مدار خارج شد

  • نسل بعدی کجاست آقای قلعه‌نویی؟

  • فرمانده اسکادران نیروی دریایی آمریکا کشته شد

  • سواحل ایران جهنم بی بازگشت برای نیروهای خارجی است

  • هدف از «متناسب‌سازی حقوق بازنشستگان» چه بود؟

  • طواف پیکر شهدای خانواده رهبر شهید در جوار ضریح امام علی (ع) / عکس

  • ستاره استقلالی در آستانه پیوستن به پرسپولیس

  • عراقی‌ها برای رهبر شهید ایران سنگ تمام گذاشتند / فیلم

  • شهید خامنه‌ای آبروی تاریخ ماست

  • واکنش چین به حملات آمریکا و پاسخ ایران

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 29273
    تاریخ انتشار: 12/خرداد/1395 - 13:20
    گروه تولید محتوای پایگاه خبری حامیان ولایت/بین الملل

    دهه گذشته طالبان و این دهه داعش / آمریکا ، اسرائیل و انگلیس در سر چه می پرورانند؟+جزئیات

    نشانه‌های اولیه از ظهور داعش در اوایل 2012 میلادی دیده شد که با انتشار شایعه‌ای مبنی بر مرگ ملا محمد عمر، رهبر گروه طالبان، افرادی با پرچم و لباسی همانند نیروهای داعش در ولایت هلمند افغانستان دیده شدند که از مردم می‌خواستند به دلیل مرگ ملا محمد عمر، آنها باید با ابوبکر البغدادی، رهبر و خلیفه خودخوانده داعش بیعت کنند

    دهه گذشته طالبان و این دهه داعش / آمریکا ، اسرائیل و انگلیس در سر چه می پرورانند؟+جزئیات

    گروه طالبان به صورت غیر مترقبه و ناگهانی در عرصه نظامی-سیاسی افغانستان ظهور یافتند و موفق شدند که به صورت برق آسا اکثر نقاط افغانستان را حتی در برخی از موارد بدون جنگ و خونریزی اشغال کنند.

    در این مورد 2 نظریه عمده وجود دارد.

    در نظریه اول، عده‌ای ظهور طالبان را خود جوش تلقی کرده و ظهور آنها را واکنشی در برابر  هرج و مرج، عدم امنیت و فقدان یک دولت مرکزی مقتدر دانسته‌اند که به خاطر جلوگیری از چپاول و غارت اموال عمومی قیام کرده‌اند.

    برخی دیگر شکل‌گیری طالبان را از سیاست‌های منطقه‌ای کشورهایی چون پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده عربی و از سیاست‌های جهانی آمریکا ارزیابی می‌کنند و تشکیل این گروه را یک پدیده کاملا جاسوسی و اطلاعاتی تلقی کرده و معتقدند که طالبان مستقیما توسط سازمان اطلاعات نظامی پاکستان(ISI) و به صورت غیر مستقیم توسط سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس به وجود آمده‌‌اند.

    نحوه شکل‌گیری طالبان را می توان در دو سطح داخلی و خارجی مورد ارزیابی قرار داد:

    1- سطح داخلی: در بعد داخلی ظهور طالبان را می‌توان معلول علت‌هایی چون جنگ داخلی و تجزیه حاکمیت در افغانستان، بی‌ثباتی سیاسی، عدم یکپارچگی نیروهای جهادی، جنگ داخلی، بروز قوم‌گرایی و ملیت‌گرایی، تقسیم ناعادلانه قدرت بر مبنای وابستگی به احزاب، نادیده گرفتن لیاقت و شایستگی افراد، ناتوانی رهبران گروه‌ها و احزاب جهادی افغانستان در ایجاد دولت فراگیر، زیاده‌ خواهی احزاب جهادی برای تصاحب سمت‌های دولتی، ترویج و تسلط فرهنگ خشونت، حاکمیت مطلق شبه نظامیان، حضور موثر عده‌ای از احزاب کمونیستی و ملی، غارت اموال ملی، عدم وجود امنیت مالی و جانی، خستگی مردم از جنگ، ضعف فرهنگ و فقر مادی در جامعه، چراغ سبز دولت استاد ربانی به ایران، هند و روسیه و دوری جستن از پاکستان دانست که همه این عوامل زمینه را برای نفوذ قدرت‌های بیگانه و ایجاد گروه طالبان در افغانستان مهیا کرد.

    2- سطح خارجی:در بعد خارجی پس از خروج نظامیان شوروی، تشکیل یک دولت اسلامی می‌توانست باعث تغییر در سیاست آمریکا و متحدان آن یعنی کشورهایی چون پاکستان، عربستان و امارات متحده عربی که در پی منافع خاصی در افغانستان بودند، شود.

    نقش عربستان، امارات متحده عربی و پاکستان

    1- عربستان سعودی و امارات متحده عربی: این 2 کشور در زمان حضور شوروی در افغانستان بزرگترین حامیان گروه‌های جهادی در افغانستان بودند و پس از تشکیل طالبان به بزرگترین حامی مالی آنها تبدیل شدند.

    حمایت این 2 کشور از طالبان به دلیل رقابت بین آنها و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه به ویژه در افغانستان بود و عربستان و امارات بر اساس استدلال پاکستان که معتقد بود، طالبان از نفوذ ایران در افغانستان جلوگیری کرده است، آنها تشکیل این گروه را راهی برای ایجاد فشار بر ایران می‌دانستند.

    2- پاکستان: پس از سقوط دولت کمونیستی با روی کار آمدن دولت‌های جهادی به خصوص دولت استاد ربانی، وجود تمایلاتی چون گرایش به جمهوری اسلامی ایران و همسو نشدن با سیاست‌های مداخله گرایانه پاکستان باعث شد این کشور برای ایجاد یک دولت ضعیف و همسو برای تسلط بر راه ارتباطی آسیای مرکزی، مسیر ترانزیتی نفت و گاز از طریق افغانستان به پاکستان، راهیابی به بازارهای جهانی و خاتمه دادن به "معاهده دیورند" اقدام به ایجاد ناامنی و تشکیل گروه‌های تحت فشار علیه دولت نوپای افغانستان تلاش کند.

    نظامیان و سیاستمداران پاکستان از بدو پیدایش این کشور در  برابر یک معضل بزرگ که موجودیت قوم پشتون در سراسر مرزهای پاکستان با افغانستان بود، قرار گرفتند که این مسئله بعدها به عامل مهمی در بازی‌های ژئوپولتیکی قدرت‌های بزرگ در منطقه تبدیل شد.

    حتی در زمان سلطنت ظاهرشاه و دولت محمد داوود خان در افغانستان، پاکستان به دلیل مسائلی چون پشتونستان و تعیین خط مرزی بارها متهم به دخالت در امور داخلی افغانستان شده بود.

    منافع آمریکا از تشکیل طالبان

    مدت ها قبل از آن که طالبان به کابل هجوم بیاورند، مقامات آمریکا آرزوهای زیادی برای «طلبه‌ها» داشتند، آمریکایی ها علاوه بر این که امید داشتند تجارت مواد مخدر در افغانستان توسط طالبان کنترل شود، فکر می‌کردند که طالبان:

    1- به عنوان یک سد علیه منافع روسیه و ایران در افغانستان عمل می‌کند.

    2- اردوگاه‌های آموزش تروریسم را از بین خواهد برد.

    3- ارتباطی ضمنی برای متحد آمریکا یعنی پاکستان فراهم خواهد کرد تا از روابط تجاری با جمهوری‌های آسیای مرکزی سود فراوانی ببرد.

    4-  امنیت را در تمام افغانستان مانند قندهار ایجاد کرده و تمام این کشور را تحت کنترل خود درآورند.( در این صورت، افغانستان به تصرف نیروهایی درمی‌آمد که خود را مدیون تلاش‌ها و کمک‌های آمریکایی‌ها می‌دانستند و برای رضایت آنها دست به هر کاری می‌زدند).

    5- مهمتر از همه این که طالبان در آن زمان قول داده بودند درهای افغانستان را برای ساخت یک خط لوله عظیم از آسیای مرکزی به افغانستان و پاکستان باز  بگذارند.

    ساختار تشکیلاتی طالبان

    طالبان در ابتدای ظهور فاقد هر گونه نظام تشکیلاتی خاص بودند، تا جایی که می‌توان تنها نهاد رسمی آنها را پلیس طالبان یا «اداره امر بالمعروف و نهی عن المنکر» آنها دانست.

    طالبان بیشتر یک جنبش اجتماعی پدید آوردند که بی‌نظمی‌های داخلی در آن کاملا آشکار بود اما این بی‌نظمی‌ها را حمایت‌هایی چون منابع مالی و انسانی پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی خنثی کرد.

    طالبان افغانستان از تفرقه بین گروه‌های جهادی بود که شکل گرفت و به قدرت رسید. گروه‌های جهادی بعد از سقوط حکومت دموکراتیک افغانستان در سال 1992 وارد کابل شدند اما نتوانستند به توافق سیاسی برسند، به همین جهت هر کدام بخشی از پایتخت افغانستان را به اشغال خود در‌آوردند و درگیری بین آنها به وجود آمد. همین وضعیت باعث شد طالبان دو سال بعد شکل بگیرد و در 26 سپتامبر 1996 آن گروه‌ها را از کابل بیرون رانده و تا حمله امریکا به افغانستان در اکتبر 2001، حکومت این کشور را به دست داشت. حالا همین طالبان از بروز تفرقه در بین نیروهای خود احساس خطر کرده که این خطر نه از ناحیه دولت افغانستان بلکه به دلیل رشد کند اما قابل توجه داعش در میان نیروهای این گروه است.

    زمینه های ظهور داعش

    داعش پدیده ای بسیار خطرناک است خطرناکتر از القاعده, وحشی تر از طالبان و هر گروه افراطی دیگر؛ این گروه قدرتمند تر از همه ظاهر شده و در خشونت گوی سبقت از همه ربوده است؛ بدتر این که هنوز راهی برای مهار آن پیدا نشده است.

    میدان نبردش هم مثل طالبان محدود به افغانستان نیست؛ بلکه به گستره همه جهان است. در افغانستان نیز گام به گام نزدیک می شود. همه به این امر اعتراف دارند

    ریشه داعش به جماعت توحید و جهاد می‌رسد که در سال ۱۹۹۹ به رهبری ابومصعب الزرقاوی تأسیس شد و در سال ۲۰۰۴ به شبکه القاعده پیوست و پس از آن به القاعده عراق معروف شد. این گروه که وارد جنگ با دولت عراق و نیروهای آمریکایی مستقر در عراق شده بود در سال ۲۰۰۶ با چندین گروه اسلام‌گرای دیگر ائتلاف کرده و «مجلس شورای مجاهدین» را تشکیل داد که یک قدرت مهم در استان انبار وسیعترین استان عراق محسوب می‌شد. در ۱۳ اکتبر همین سال مجلس شورا به همراه چند گروه شورشی دیگر «دولت اسلامی عراق» را تشکیل داد. ابوایوب المصری و ابوعمر بغدادی دو رهبر اصلی دولت اسلامی عراق بودند که در ۱۸ آوریل ۲۰۱۰ در عملیات ارتش آمریکا کشته شدند و ابوبکر بغدادی جایگزین آنها شد.

    با آغاز جنگ داخلی سوریه نیروهای دولت اسلامی وارد سوریه نیز شدند و در ۸ آوریل ۲۰۱۳ نام «دولت اسلامی عراق و شام» را بر خود نهادند و از آن پس با نام مخفف داعش معروف شدند. آنها به سرعت بخش‌هایی از شمال شرقی سوریه را تصرف کرده و شهر رقه را به عنوان پایتخت خود انتخاب کردند. سپس همزمان با اقدام نظامی در سوریه به عراق حمله کرده و موفق شدند رمادی و فلوجه مهمترین شهرهای استان انبار در عراق را به قلمرو خود اضافه کند. در ژوئن ۲۰۱۴ مهمترین موفقیت داعش با تصرف موصل ـ دومین شهر بزرگ عراق ـ به دست آمد. آنها در ماه‌های بعد نیز پیشروی‌های زیادی داشته و تا خرداد ۱۳۹۴ حدود نیمی از خاک سوریه و بخش‌های شمال غربی عراق را در تصرف خود دارند. داعش در این دوره بخش‌هایی از متصرفات خود را نیز از دست داده و از جمله شهر مهم تکریت را در فروردین ۱۳۹۴ به ارتش عراق و نیروی شبه‌نظامی حشد شعبی که برای جنگ با این گروه تشکیل شده، واگذار کرد داعش در اواسط نوامبر ۲۰۱۵ سنجار را هم از دست داد هم چنین در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۵ رمادی را از دست داد گفته می‌شود این دومین بار است که این گروه این شهر را از دست داده همچنین دولت عراق اعلام کرد که عملیات بعدی آنها تصرف موصل دومین شهر بزرگ عراق است و افزود که بعد از یک یا دو سال داعش را از عراق بیرون خواهند راند.

    این گروه پس از گسترش متصرفات خود در ۲۹ ژوئن ۲۰۱۴ اعلام کرد که از این پس نام آن «دولت اسلامی» است و یک خلافت جهانی را تشکیل داده و ابوبکر بغدادی رهبر گروه را نیز به عنوان خلیفه معرفی کرد و فعالیت‌های حکومتی خود را گسترش داد (از جملهٔ این اقدام‌ها چاپ اسکناس با واحد دینار داعش و گذرنامه، درست کردن پلیس، صدور نفت، راه‌اندازی شبکهٔ تلویزیون، برگزاری گشت‌های گردشگری است). هرچند ریشه داعش به گروه‌های مرتبط با شبکه القاعده می‌رسد اما با جبههٔ نصرت شاخه رسمی القاعده در سوریه وارد جنگ شده‌است و القاعده بارها نسبت داعش به خود را رد کرده‌است. شکاف بین القاعده و داعش به سال ۲۰۱۳ میلادی برمی‌گردد. الظواهری در این سال بعد از اینکه گروه داعش به بدرفتاری با شهروندان سوری و شورشیان رقیب متهم شد از این گروه خواست، فعالیت‌های خود را روشن سازد. ایمن الظواهری در گفتگویی اتهام‌ها در مورد این که بشار اسد، رئیس جمهور سوریه ممکن است برای ایجاد آشوب به داخل گروه‌های جهادی نفوذ کرده باشد را رد کرد و گفت: «اگر من دستور بدهم با برادران مجاهدت بجنگ، از من اطاعت نکن. اگر من دستور بدهم که خود را میان برادران مجاهدت منفجر کن از من پیروی نکن.»

    روسیه، به درخواست دولت «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه و با مجوز پارلمان مسکو، حملات هوایی خود به مواضع داعش در سوریه را آغاز کرد و خسارات چشمگیری را به داعش وارد آورد، در این بین آمریکا به انتقادهایی از حملات هوایی روسیه در سوریه پرداخت و اعلام کرد که حملات هوایی روسیه علیه مواضع گروه‌های میانه روی مخالف رژیم اسد است هم چنین غیرنظامیان را نیز هدف قرار می‌دهد.

    نشانه‌های اولیه از ظهور داعش در اوایل سال 2012 میلادی دیده شد که با انتشار شایعه‌ای مبنی بر مرگ ملا محمد عمر، رهبر گروه طالبان، افرادی با پرچم و لباسی همانند نیروهای داعش در ولایت هلمند افغانستان دیده شدند که از مردم می‌خواستند به دلیل مرگ ملا محمد عمر، آنها باید با ابوبکر البغدادی، رهبر و خلیفه خودخوانده داعش بیعت کنند و شخصی به نام ملا عبدالروف را رهبر خود می‌خواندند. بعد تصویری از چند فرمانده و نیروهای طالبان منتشر شد که مراسم بیعت با البغدادی را به جا می‌آوردند و فرماندار ولایت قندوز هم تأیید کرد که 70 عضو این گروه در شهرهای مختلف این ولایت حضور دارند.  شاید رهبران طالبان در آن موقع ظهور داعش و جذب نیرو در شهرهای افغانستان به خصوص در مناطق تحت نفوذ خود را چندان جدی نمی‌گرفتند

    درگیری نیروهای طالبان با داعش و وضعیت بین این دو گروه از مرز مدارای یکدیگر خارج شده چراکه داعش سعدالاماراتی، فرمانده طالبان در ولایت لوگر را در روز قبل از ارسال این نامه سر برید و درگیری بین دو گروه در ولایت ننگرهار تلفات سنگینی را به هر دو وارد کرده است. رشد این وضعیت به معنای ادامه شکاف در میان نیروهای طالبان است و به همین جهت، رهبران طالبان در نامه خود به خاطره تفرقه بین گروه‌های جهادی در دهه 90 اشاره کرده و نوشته‌اند: «ضرر تعدد و تفرق صفوف جهادی را با چشمان خود مشاهده کردیم که در نتیجه آن ثمـره خون 5/1 میلیون شهید، 14 سال جهاد مقدس در افغانستان ضایع و تمام امیدهای امت اسلامی مرتبط با آن جهاد اسلامی با خاک یکسان شد.» طالبان با یادآوری آن خاطره قصد منصرف کردن البغدادی برای دخالت در افغانستان را دارد تا خود به آن حد از تفرقه نرسد که دچار فروپاشی بشود اما آیا البغدادی به درخواست رهبران طالبان گوش می‌دهد؟ جواب به روشنی منفی است چراکه شخصیت البغدادی و ماهیت داعش چنان است که هیچ گروهی جز خود را قبول ندارد و حالا که توانسته جای پایی در افغانستان پیدا کند، دیگر حاضر به پا پس کشیدن نمی‌شود، بنابر‌این البغدادی و داعش به رغم این نامه دامنه فعالیت خود را در افغانستان تشدید می‌کنند حتی به قیمت درگیری‌های خونین با طالبان و از طرف دیگر، طالبان مجبور می‌شود در دو جبهه از نیروهای دولتی و متحدانش و نیروهای سابقش وارد جنگ شود که حالا با پرچم و نشان داعش سعی به گرفتن جای گروه قبلی خود را دارند.

    اما ابزاری که در این بین کشمکش ها همیشه مورد استفاده قرار می گیرد عربستان است ؛ عربستان از ابتدای قدرت یافتن آل سعود همواره آلت دست قدرت‌های خارجی بوده و ثروت باد آورده نفتی این کشور همواره از سوی کشورهای توسعه‌یافته به‌انحاء مختلف به غارت رفته است. روزگاری به بهانه فروش فناوری و روزگاری دیگر با ایجاد واهمه از قدرت ایران و به بهانه فروش تسلیحات تاریخ‌مصرف گذشته و تجهیزات نظامی.

    عربستان از ابتدای قدرت یافتن آل سعود همواره آلت دست قدرت‌های خارجی بوده و ثروت باد آورده نفتی این کشور همواره از سوی کشورهای توسعه‌یافته به‌انحاء مختلف به غارت رفته است. روزگاری به بهانه فروش فناوری و روزگاری دیگر با ایجاد واهمه از قدرت ایران و به بهانه فروش تسلیحات تاریخ‌مصرف گذشته و تجهیزات نظامی.

    عربستان همیشه کارگر آمریکا بوده است! زیرا همیشه با تهدید خواسته به مقصود های ود برسد اما چون همیشه آلت دست آمریکا و اسرائیل بوده است نمی تواند به مقصود خود برسد و این کشور ها با جلو انداختن عربستان به اهداف خود رسیده اند.

    و اما اسرائیل جنایت کار و رابطه با داعش...

    اسرائیل در ۵ سال گذشته تمام تلاش خود را در راستای ایجاد فرقه گرایی و تفرقه افکنی بین مسلمانان به کار بسته و جنگ سوریه هم در همین پروسه شکل گرفت.

    رژیم‌صهیونیستی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین حامیان تروریسم در منطقه شناخته می‌شود که با اقدامات منحصر به فرد خود امنیت و آرامش غرب آسیا را به خطر می‌اندازد و هماهنگی اسرائیل و داعش یک پروسه طولانی مدت برای تامین امنیت “اشغالگران قدس” است.

    اسرائیل اگر بخواهد، می تواند با داعش مبارزه کند؛ اما خودش این پرسش را مطرح می کند که فردای این اقدام چه خواهد شد؟ وی درباره موضع اسرائیل توضیح می‌دهد که تهدیدهای پس از آنچه می شود. به همین علت اسرائیل سیاست بازدارندگی و مهار را در قبال گروه داعش در پیش می گیرد و همچنین تماسهای آرام با این گروه هم برقرار است.

    یکی دیگر از مقامات بلند پایه اسرائیل معتقد است : “اگر بخواهیم بین ایران و داعش یکی را انتخاب کنیم یقینا داعش را انتخاب خواهیم کرد”. این مواضع نشان دهنده آن است که مقامات “تل آویو” از گسترش داعش در منطقه غرب آسیا خرسند هستند و از آن پشتیبانی می‌کنند.

    اسرائیل به دنبال تقویت زیرساخت های داعش بوده و تمایل ندارد که این گروه تروریستی از بین برود؛ چرا که اگر داعش از بین برود سرزمین های اشغالی دوباره در کانون توجهات خواهد بود و برای مخاطبان سوالی جدی مطرح می‌شود که اسرائیل در “بیت المقدس” چه می‌خواهد؟

    نکته فوق موضوعی است که برای مقامات “تل آویو” به هیچ عنوان قابل قبول نیست و صهیونیست ها تلاش می‌کنند که موضوع فلسطین و سرزمین های اشغالی هیچگاه مطرح نشود و یکی دیگر از دلایل پشتیبانی داعش ، نگرانی اسرائیل از مطرح شدن دوباره اشغال قدس است.

    تروریست های تکفیری داعش در یکسال اخیر مناطق انبوهی را از مناطق تحت تصرف خود از دست داده اند و دیگر صاحب بیش از ۲۵۰ هزار کیلومتر مربع وسعت سرزمینی نیستند و پیش بینی می‌شود در سال های آینده دیگر نامی از این گروه تروریستی باقی نماند.

    رهبر انقلاب اسلامی،حضرت آیت الله خامنه ای در آبان ماه سال 94 در دیدار اقشار مختلف مردم فرمودند: بعد از اتمام این مذاکرات هسته ای، شنیدم صهیونیست­ها در فلسطین اشغالی گفتند فعلا با این مذاکراتی که شد، تا 25 سال از دغدغه ایران آسوده ایم؛ بعد از 25 سال فکرش را می­ کنیم. بنده در جواب عرض می­کنم اوّلاً شما 25 سال آینده را نخواهید دید. ان شاءالله تا 25 سال دیگر، به توفیق الهی و به فضل الهی چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.

    فرجام سخن

    تحولات میدانی افغانستان نشان می­‌دهد که طالبان همچون سال­‌های گذشته، نمی­‌تواند به عنوان تنها بازیگر نظامی در سیاست‌ورزی این کشور تأثیرگذار باشد. دودستگی رهبران در چگونگی مدیریت شرایط کنونی، جدایی فرماندهان و پیوستن آن­ها به داعش، تن دادن برخی از رهبران به گفتگوهای صلح و دیدار برخی دیگر از آنها از کشورهایی چون ایران، واقع­گرا و عمل­گرا شدن رهبران طالبان، فشار دولت مرکزی برای به زمین گذاشتن سلاح‌ها و ورود به عرصه رقابت سیاسی سبب شده تا دیگر طالبان نتواند همچون دو دهه گذشته صحنه تحولات سیاسی و نظامی افغانستان را به تنهایی دستخوش رفتارهای خویش سازد. از سوی دیگر، حرکت خزنده بازیگر جدید و باانگیزه­‌ای به نام داعش در یافتن جای پایی محکم در سرزمین آشوب‌زده و نابسامان افغانستان- که سرمست از پیروزی‌های میدانی در عراق، سوریه و شمال آفریقا است- می‌تواند روند اوضاع را برای رهبران طالبان ناگوار سازد.

     

    منبع : پایگاه خبری حامیان ولایت

    نظرات بینندگان
    نظرات شما